
حمله نظامی شب گذشته پاکستان به کابل، که توسط مقامات امنیتی طالبان نیز تأیید شده است، در بستری از تنشهای فزاینده رخ میدهد که ریشه در منافع استراتژیک اسلامآباد دارد.
این اقدام نه تنها حاکمیت افغانستان را زیر سوال میبرد، بلکه بخشی از الگوی تکراری سیاستهای مداخلهجویانه پاکستان است که همواره ثبات منطقه را تهدید کرده. برای پی بردن به چرایی موضوع فوق، نکات زیر را میتوان برشمرد:
۱. سفر اخیر امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، به دهلینو با هدف تقویت روابط با هند -رقیب دیرینه پاکستان- از یک زاویه، زمینهای برای این حمله فراهم آورده است. اسلامآباد، که افغانستان را به عنوان عمق استراتژیک خود مینگرد، چنین نزدیکیهایی را تهدیدی مستقیم تلقی میکند. این حمله میتواند پاسخی خشن به تلاشهای کابل برای تنوعبخشی به روابط خارجی باشد، و نشاندهنده عدم تحمل پاکستان نسبت به استقلال دیپلماتیک همسایهاش است.
۲. پاکستان در سالهای اخیر، به ویژه ماههای گذشته، شاهد حملات مرگباری بوده که نیروهای نظامیاش را هدف قرار داده و تلفات سنگینی به بار آورده است. این حملات، که اغلب به تحریک طالبان پاکستانی نسبت داده میشود، هشداری ضمنی به طالبان افغان است. اسلامآباد با این عملیات نظامی، سیگنالی ارسال میکند که عدم همکاری در مهار این گروهها، با واکنشهای نظامی شدیدتر پاسخ داده خواهد شد، و این رویکرد تنها چرخه خشونت را تشدید میکند.
۳. این حمله آشکارا نقض حریم هوایی و حاکمیت ارضی افغانستان را نمایان میسازد، کشوری که همواره قربانی سیاستهای بنیادگرایانه پاکستان بوده است. چنین اقداماتی نه تنها تلاشی برای تضعیف حکومت کابل است، بلکه نوعی فرار رو به جلو از سیاستهای خصمانه اسلامآباد به شمار میرود. پاکستان با این حملات، مسئولیت خود در پرورش افراطگرایی را پنهان میکند و بار مشکلات داخلیاش را بر دوش افغانستان میاندازد.
۴. اسلامآباد با چنین عملیاتهایی، قصد دارد افغانستان را به ورطه رقابت خصمانهاش با هند بکشاند و نفوذ سنتی خود را بر امور کشور حفظ کند. این روشها، که ترکیبی از فشارهای سیاسی و نظامی است، میراثی از سیاستهای گذشته پاکستان است که همواره ثبات افغانستان را قربانی منافع خود کرده است. این حمله اما نه تنها امنیت منطقه را به خطر میاندازد، بلکه ضرورت بازنگری در روابط دوجانبه کابل-اسلامآباد را برجسته میسازد.
فرهاد علوی/خبرگزاری ژرفا



