سفر وزیر خارجه طالبان به دهلینو؛ آغاز چرخش دیپلماتیک کابل؟

سفر اخیر امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان به دهلینو، فصل تازهای در معادلات پیچیده منطقهای افغانستان گشوده است. این سفر که به دعوت همتای هندیاش صورت گرفته، نه تنها بازتاب تحولات دیپلماتیک میان کابل و دهلینو است، بلکه نشانگر تغییری بنیادین در سیاست خارجی افغانستان تحت حاکمیت طالبان محسوب میشود.
این گام دیپلماتیک در شرایطی برداشته شده که کابل همچنان از شناسایی رسمی بینالمللی محروم است و حتی سفر متقی مستلزم اخذ معافیت از شورای امنیت سازمان ملل بوده است. سخنگوی وزارت خارجه طالبان این سفر را گامی در راستای تعمیق همکاریهای دوجانبه توصیف کرده است، اما ژرفای این تحول دیپلماتیک فراتر از بیانیههای رسمی است.
کابل در حالی به سوی دهلینو روی آورده که با فشارهای چندوجهی از سوی اسلامآباد مواجه است. پاکستان که افغانستان را عمق استراتژیک خود در رقابت تاریخی با هند تلقی میکند، پس از بازگشت طالبان به قدرت، ابزارهای گوناگونی را برای اعمال نفوذ بر کابل به کار گرفته است. از اخراج گسترده مهاجران افغان گرفته تا مسدودیتهای مکرر گذرگاههای مرزی، همه و همه بخشی از استراتژی فشار اسلامآباد برای همسویی کابل با سیاستهای منطقهای خود بوده است.
با این حال، کابل اکنون به این نتیجه رسیده که نمیتواند به صورت یکسویه تابع اراده پاکستان باشد. گسترش مناسبات با دهلینو نه تنها فرصتی برای تنوعبخشی به مناسبات خارجی است، بلکه اهرمی برای متعادلسازی فشارهای پاکستان محسوب میشود.
دهلینو به عنوان یکی از اقتصادهای برتر آسیا و قدرت منطقهای، میتواند در عرصههای اقتصادی، تجاری و زیربنایی جایگزین مناسبی برای کاهش وابستگی کابل به پاکستان باشد. این رویکرد همچنین با خواست دیرینه افغانستان برای دستیابی به استقلال سیاست خارجی همسو است.
سفر متقی به هند در واقع پیامی روشن به اسلامآباد است مبنی بر اینکه دیپلماسی افغانستان دیگر قابل انحصار نیست. کابل با این اقدام نشان داده که میتواند در چارچوب منافع ملی خود، مناسبات متوازنی با بازیگران منطقهای برقرار کند. این تحول به ویژه در شرایطی اهمیت مییابد که طالبان طی چهار سال گذشته به دلیل نزدیکی بیش از حد به پاکستان، متهم به جانبداری در قضایای بینالمللی بوده است.
علاوه بر ابعاد سیاسی، این سفر میتواند دستاوردهای اقتصادی قابل توجهی نیز داشته باشد. هند سرمایهگذاریهای گستردهای در پروژههای زیربنایی افغانستان انجام داده و به عنوان شریک تجاری مهمی برای کابل شناخته میشود. گسترش این مناسبات میتواند گذرگاههای جایگزین برای تجارت افغانستان از طریق بندر چابهار ایران، دهلیز هوایی و مسیرهای دیگر فراهم کند و کابل را از انحصار گذرگاههای پاکستانی رها سازد.
با این حال، چالشهای پیش روی این تحول دیپلماتیک نیز قابل انکار نیست. واکنش پاکستان به این نزدیکی، پیچیدگیهای جغرافیایی و نیاز به حفظ تعادل در مناسبات منطقهای از جمله موانعی است که کابل باید در مسیر پیش رو با آنها مواجه شود. با وجود این، سفر متقی به دهلینو نشان میدهد که دیپلماسی طالبان در حال گذار از یکسویهگری به چندجانبهگرایی است، گذاری که میتواند سرآغاز دوران تازهای در سیاست خارجی کابل باشد.
محمود فراسو-خبرگزاری ژرفا



