طرح جدید ترافیک؛ فرصتی برای کاهش حوادث مرگبار در افغانستان؟
آمارهای نگرانکننده حوادث ترافیکی در ماههای اخیر، ضرورت بازنگری جدی در سیاستهای حملونقل افغانستان را برجسته کرده است. صدها نفر در این مدت بر اثر سوانح رانندگی جان خود را از دست داده یا دچار جراحات جدی شدهاند. این ارقام تکاندهنده نشاندهنده بحرانی عمیق است که ریشه در چالشهای زیرساختی، اقتصادی و اجتماعی دارد. در همین راستا، ریاست عمومی ترافیک حکومت طالبان از تدوین طرحی جامع برای کاهش حوادث ترافیکی خبر داده است. اما آیا این طرح میتواند به کاهش خونریزی در جادههای کشور منجر شود؟
بر اساس گزارشها، مقامهای ترافیکی چهار عامل اصلی را در افزایش حوادث جادهای دخیل میدانند: تخریب زیرساختهای راهها، کمبود آگاهی عمومی، استفاده از وسایل نقلیه فرسوده وارداتی از پاکستان و بیاحتیاطی رانندگان. این عوامل، معضلی چندوجهی را شکل دادهاند که نیازمند راهحلهای چندجانبه است. هر یک از این مشکلات به تنهایی میتواند مرگبار باشد، اما ترکیب آنها شرایطی فاجعهبار ایجاد کرده است.
یکی از چالشهای کلیدی، ورود بیرویه وسایل نقلیه دستدوم از پاکستان است. این موترها اغلب فاقد استانداردهای ایمنی لازم هستند و با پرداخت عوارض گمرکی، بدون نظارت کافی بر کیفیت، وارد جادههای کشور میشوند. فقدان سازوکارهای نظارتی مؤثر، افغانستان را به مقصدی برای وسایل نقلیه غیراستاندارد تبدیل کرده است. این وضعیت نه تنها ایمنی رانندگان و مسافران را به خطر میاندازد، بلکه هزینههای اجتماعی و اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل میکند.
علاوه بر این، دههها جنگ و ناامنی، زیرساختهای حملونقل کشور را به شدت تخریب کرده است. جادههای فرسوده، پلهای آسیبدیده و نبود علائم راهنمایی کافی، خطر وقوع حوادث را چند برابر کرده است. ترکیب این زیرساختهای ضعیف با وسایل نقلیه غیرایمن، شرایطی را به وجود آورده که حتی رانندگان با تجربه نیز در آن مستعد خطا هستند.
برای موفقیت طرح جدید ترافیک، رویکردی چندمرحلهای ضروری است. بازسازی جادهها و پلها، بهبود سیستمهای نظارتی بر واردات وسایل نقلیه، افزایش آگاهی عمومی از طریق آموزش و اجرای دقیق قوانین ترافیکی، از اجزای اصلی این استراتژی هستند. اما پرسش اساسی این است که آیا حکومت فعلی از ظرفیت اجرایی و منابع مالی لازم برای تحقق این اهداف برخوردار است؟ تجربه نشان داده که اجرای طرحهای بزرگ در افغانستان با موانع متعددی از جمله کمبود بودجه، فساد اداری و نبود هماهنگی بیننهادی مواجه بوده است.
موفقیت این طرح تنها به تخصیص بودجه وابسته نیست. ایجاد هماهنگی میان نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی نیز نقش حیاتی دارد. به عنوان مثال، برنامههای آموزشی برای افزایش آگاهی عمومی میتواند رفتار رانندگان را بهبود بخشد، اما این امر نیازمند کمپینهای گسترده و مستمر است. همچنین، تقویت نظارت بر کیفیت وسایل نقلیه وارداتی و وضع استانداردهای سختگیرانهتر، میتواند از ورود موترهای غیرایمن جلوگیری کند.
تغییر نگرش عمومی نسبت به رعایت قوانین ترافیکی، یکی دیگر از پیشنیازهای موفقیت این طرح است. در بسیاری از موارد، بیتوجهی به قوانین سادهای مانند بستن کمربند ایمنی یا رعایت سرعت مجاز، به حوادث مرگبار منجر شده است. این تغییر نگرش نیازمند فرهنگسازی و همکاری رسانهها، مدارس و نهادهای محلی است.
به طور کلی، طرح جدید ترافیک میتواند گامی در جهت کاهش تلفات جادهای باشد، اما تحقق این هدف به عزم جدی، برنامهریزی دقیق و همکاری همهجانبه نیاز دارد. بدون تأمین منابع مالی کافی و ایجاد هماهنگی میان نهادها، این طرح ممکن است به سرنوشت بسیاری از برنامههای پیشین دچار شود که روی کاغذ امیدوارکننده بودند اما در عمل ناکام ماندند. آیا این بار شاهد تحولی واقعی در ایمنی جادههای افغانستان خواهیم بود؟ تنها زمان پاسخ این پرسش را روشن خواهد کرد.



