فرید احمد راستین-خبرگزاری ژرفا
نشست اسلامآباد که با حضور شماری از سیاسیون، فعالان حقوق زن افغان و فعالان مدنی پاکستان امروز دوشنبه، ۷ میزان/ ۲۹ سپتامبر برگزار شد، پس از یکماه تأخیر سرانجام به وقوع پیوست.
این گردهمایی در برههای حساس از تاریخ معاصر افغانستان صورت میگیرد که روابط کابل و اسلامآباد وارد فاز بحرانی شده و تنشهای دوجانبه به اوج خود رسیده است.
اما این نشست، فارغ از نیات اولیه برگزارکنندگان، در بستر واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه قرار دارد و نمیتوان از مجموعه پرسشهای اساسی درباره آن چشمپوشی کرد. نگاه ابزاری مقامات و نهادهای پاکستانی به بحران افغانستان، که همواره در خدمت منافع استراتژیک اسلامآباد تعریف شده، نخستین زنگ خطری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
تاریخ معاصر افغانستان شاهد این واقعیت تلخ بوده که پاکستان هرگز بهمثابه میانجی بیطرف عمل نکرده، بلکه همواره بهدنبال تحقق اهداف خاص خود در داخل خاک افغانستان بوده است.
از سوی دیگر، حضور برخی از سیاسیون و مخالفان سیاسی طالبان در این نشست، نگرانیهای جدی را برمیانگیزد. کوتهنگری و فقدان نگاه استراتژیک به قضایای جاری افغانستان، در صورت تحقق، نشاندهنده غیبت تفکر ملی در میان این طیف سیاسی است. اعتماد احتمالی آنان به طرف پاکستانی، نهتنها بحران افغانستان را به چرخهای دیگر وارد خواهد کرد، بلکه زمینه را برای سودجوییهای روزافزون اسلامآباد بیش از پیش مهیا خواهد ساخت.
واقعیت تلخ این است که استراتژی خارجی پاکستان بیش از نیم قرن بر محور تضعیف افغانستان استوار بوده و تئوریسینهای سیاسی و نظامی این کشور با پایبندی کامل به این اصل عمل کردهاند.
بحران افغانستان برای پاکستان کالایی سودآور در عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تلقی میشود که از طریق آن میکوشد به ثبات و تقویت سیستم سیاسی خود دست یابد. اسلامآباد هیچگاه از ایجاد بحران در افغانستان دریغ نکرده و در مقطع کنونی که تنشها به شدت افزایش یافته، این موضوع پررنگتر از هر زمان دیگری دنبال خواهد شد.
با این حال، مردم افغانستان بهحق انتظار دارند که نخبگان و سیاسیون کشورشان درسهای تاریخ را فراموش نکنند. تجربه تلخ گذشته ثابت کرده که اعتماد به پاکستان، ضربههای جبرانناپذیری به منافع جمعی و ملی مردم افغانستان وارد کرده است. بحران افغانستان نباید دستمایه سیاسی محافل بیرونی قرار گیرد، چرا که هزینه این اشتباه را ملت افغانستان خواهد پرداخت.
نشست کنونی اسلامآباد نیز، همانند سایر نشستهای بیرونی در چهار سال گذشته درباره افغانستان، نتایج دلخواه و ملموسی به همراه نخواهد داشت.
بهنظر میرسد راه منطقی حل بحران افغانستان امروز در گرو سه عامل اساسی است: انعطافپذیری طالبان در برابر خواستهای مشروع ملی، گامهای مسئولانه و هوشمندانه سیاسیون و نخبگان افغانستان، و نگاه راهبردی به منافع حیاتی و جمعی مردم افغانستان.
تا زمانی که این سه عنصر در کنار یکدیگر تحقق نیابند، به نظر میرسد افغانستان همچنان در چرخه بحران باقی خواهد ماند و هر نشستی، صرفاً به تکرار تجارب ناموفق گذشته منجر خواهد شد.



