خطاهای راهبردی محمد بنسلمان

اصلاحات محمد بنسلمان بسیاری را در منطقه سنتمحور خاورمیانه، ذوقزده کرده بود. این اقدامات، از سرزمینی که تکفیر، نفرت و افراطگرایی دینی صادر میشد، دلچسب و وسوسهانگیز بود؛ ولی با اندکی دقت میشد دریافت که اصلاحات، به معنای رقصاندن چند هنرمند مشهور دنیا با باسنهای گرانقیمت و بیمهشده یا در نظر گرفتن طراحی شهر هوشمند نیست.
اصلاحات، یک فرایند گسترده فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. مبنای آن در سیاست داخلی، تأمین حقوق اساسی با الهام از حقوق بشر و در سیاست خارجی، اعتدال و تنشزدایی است. با در نظر گرفتن این معیارها، میتوان گفت اصلاحات بنسلمان تا چه اندازه ظاهری، کوچک و تقریباً تکساحتی بوده است.
اینک مشاهده میشود که محمد بنسلمان، پدیدههای عجیبی را در کارنامهاش رقم میزند که سنخیتی با اصلاحات ندارد. عربستانی تحت رهبری او، به یمن، همسایه خود، تجاوز میکند و قحطی را بر مردم تحمیل میکند. او چشم خود را بر وقایع غزه میبندد و در کنار جنایتکار جنگی، بنیامین نتانیاهو، قرار میگیرد و امریکا را تشویق میکند تا به همسایهاش، ایران، حمله کند.
در مرحله بعد، جایگاه خود را تنزل میدهد و در نقش نیابتی اسرائیل در میآید و در رهگیری موشکهای ایران مشارکت مینماید و با حوثیها جنگ را تشدید میکند. در این کار تا جایی پیش میرود که از تکنیک منسوخ عمروعاص استفاده میکند. او قرآن را بر سر نیزه کرد و این پهپاد را در آسمان مکه به پرواز درمیآورد و حوثیها را به حمله به مکه متهم میکند تا از این طریق، ذهن خرمقدسها و خوارجیهای زمان را در جهان اسلام تحریک کند.
با پخش پول در میان ارتشهای گرسنه منطقه، ائتلاف تشکیل میدهد و میان همسایهها تنش تزریق میکند. باید گفت راهی که محمد بنسلمان در قبال همسایگان انتخاب کرده است، انباشت اشتباههای راهبردی است. تنها بازنده این سیاستهای اشتباه، عربستان است، بهترین دلیل هم زبانه کشیدن شعلههای آتش در عمق خاک این کشور است. کشوری که تا پیش از این وقایع، جزیره امن انرژی نامیده میشد. عربستان کشوری پهناور و ثروتمند است که با اصلاحات واقعی در سیاستهای داخلی و خارجی و اتخاذ سیاستهای آشتیجویانه و تنشزدا میتواند بهعنوان یکی از کشوریهای محوری و رهبریکننده در جهان اسلام نقش بازی کند؛ نه اینکه در نقش نیابتی بیگانگان ظاهر شود و برای تجاوز به همسایگان و کشتار بیگناهان لابی کند.
نویسنده: دکتر سید جواد سجادی



